سفارش تبلیغ
صبا ویژن

گاهِ رهایی

اینکه دقیقا چند بار توسط ساواک دستگیر، زندانی و شکنجه شده بود را یادم نیست ولی خوب یادم مانده ایمان، استقامت، بصیرت و عشق این مرد بزرگ را؛
که اگر ایمان به هدفش نداشت، هرگز در این راه پر فراز و نشیب و سخت قدم نمی‌گذاشت.
که اگر استقامت نداشت، با همان اولین لگد، تمام آرمان‌هایش را رها می‌کرد و بی‌خیال مبارزه برای آزادی و آزادگی می‌شد.
که اگر بصیرت نداشت آنچنان محکم بر سر اعتقاداتش نمی‌ایستاد و با فرقه‌های انحرافی زمانش همسو می‌گشت.
و اگر عشق نداشت، هرگز بزرگ نمی‌شد و کتاب خاطراتش چنین خواندنی.

مابعدالتحریر: کتاب را به توصیه استاد یامین‌پور (قبل از ارتداد) و البته از روی طاقچه برداشتم و خواندم.


نوشته شده در پنج شنبه 98/12/29ساعت 10:19 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

گاهی هم نذر کنیم و یک کتاب خوب بخوانیم،
بی‌شک تجربه لذت‌بخشی خواهد بود.

#تجربه_نوشت
#کتابخوانی

 


نوشته شده در چهارشنبه 98/11/9ساعت 11:33 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

کاش هرگز جانت را به خاطر ما انسان‌های قدرناشناس بر کف دستانت نمی‌گرفتی و سالهای باارزش عمرت را در میدان‌های نبرد نمی‌گذراندی.
کاش کمی، فقط کمی، نسبت به ناموس وطنت بی‌تفاوت بودی و می‌گذاشتی داعشی‌ها بیایند و با دستان کثیف و اعمال پلیدشان چشمان غبارگرفته‌مان را باز کنند.
کاش آرمان و نگاهت آنقدر بلند نبود که ما آدم‌های کوته‌فکرِ سطحی‌نگرِ منفعت‌طلب هم می‌توانستیم کمی، فقط کمی تو را بفهمیم.


نوشته شده در جمعه 98/10/13ساعت 11:0 صبح توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

با نگرانی پرسید: انگار حالت خوب نیس، چیزی شده؟
جواب دادم: درد دارم.
با نگرانی بیشتری گفت: وااای چرا؟ کجات؟ قرص بیارم؟
گفتم: نه، آخه درد روحم با قرص خوب نمی‌شه.
پوزخندی زد و با بی‌تفاوتی رفت.


نوشته شده در پنج شنبه 98/9/7ساعت 9:44 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

گاهی محبت و توجه عده‌‌ی کمی، از محبت هزاران نفر برایم ارزشمندتر و کارسازتر است.


نوشته شده در یکشنبه 98/7/7ساعت 11:13 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

خیلی دردناک است وقتی تو مرا فراموش ‌کنی
ولی درد خیلی بزرگ‌تر آن وقتی است که من تو را فراموش ‌کنم.


نوشته شده در شنبه 98/6/16ساعت 11:11 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

با انسان نادانی که ادعای دانایی می‌کند، تحت هیچ شرایطی نباید بحث کرد.

#تجربه‌نوشت

 


نوشته شده در چهارشنبه 98/5/9ساعت 11:29 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

گفت: در ایران یک نانی هست شبیه پلاستیک‌های حباب‌دار.
هیچ‌وقت از این زاویه به نان لواش نگاه نکرده بودم.

#کلاس‌نوشت

 


نوشته شده در چهارشنبه 98/5/9ساعت 11:28 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

تلفیقی از اشک و لبخند در زندگی اولین زن اتمی ایران که همپای همسرش در کنار مردم ماند در غم و شادی و در سختی و راحتی

#کتابخوانی


نوشته شده در سه شنبه 98/4/25ساعت 12:17 صبح توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

برای خلاصه کردن کتاب «ملت عشق» همین یک جمله کافی است: عمری که بی‌عشق بگذرد، بیهوده گذشته.

مابعدالتحریر: شاید روزی بگردم و الیف شافاک را پیدا کنم.

#کتابخوانی


نوشته شده در پنج شنبه 98/3/16ساعت 3:42 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |


Design By : Pichak