سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

گاهِ رهایی

جای پارک پیدا نکرد. زیر تابلوی توقف ممنوع پارک کرد و رفت. روی شیشه عقب ماشینش نوشته بود: "لبیک یا حسین علیه‌السلام"


نوشته شده در جمعه 93/9/21ساعت 11:9 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

موبایلش زنگ زد؛ همسرش پرسید: "کجایی!؟"
دنده را عوض کرد و آهسته گفت: "توی جلسه‌ام عزیزم."
روی شیشه عقب ماشینش نوشته بود: "لبیک یا حسین علیه‌السلام"


نوشته شده در یکشنبه 93/9/16ساعت 10:59 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

به چهارراه که رسید چراغ قرمز شد. پا را گذاشت روی گاز و با سرعت زیاد رد شد. روی شیشه عقب ماشینش نوشته بود: لبیک یا حسین علیه‌السلام"


نوشته شده در جمعه 93/9/14ساعت 7:23 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

معصومه آباد زنده ماند تا به جهانیان اثبات کند، یک ژنرال خمینی هیچ‌گاه و تحت هیچ شرایطی از نجابت، دین، ارزش‌ها و خاک وطنش نمی‌گذرد.
معصومه آباد زنده ماند تا فریاد غیرت مردان ایرانی حتی در بندهای اسارت هم به گوش جهانیان برسد.
معصومه آباد زنده ماند تا دختران و زنان ایرانی در امنیت و آرامش کامل و با صدای بلند فریاد بزنند: ما زنده‌ایم."


نوشته شده در جمعه 93/9/7ساعت 11:42 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

گل‌محمد در ابتدای داستان یک چادرنشین معمولی بیشتر نبود ولی سطر به سطر در نظرم بزرگ و بزرگ‌تر شد. عشق را در کلام و نگاه مارال و گل‌محمد و حتی زیور با تمام وجود حس کردم و ده جلد با تمام افراد داستان زندگی کردم، عشق ورزیدم، حسادت کردم، متنفر شدم، خندیدم و گاه گریه کردم...


نوشته شده در یکشنبه 93/8/18ساعت 9:20 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

به کدامین میوه ممنوعه گاز زده‌ام که سال‌ها و فرسنگ‌ها از تو دور افتاده‌ام!؟


نوشته شده در شنبه 93/8/17ساعت 9:56 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

حال که اینگونه بودنم مایه سرافکندگی توست
شاید روز مرگم سربلند باشی
در مقابل آنهایی که کوتاه فکر می‌کنند
گریه‌هایت را نیز
برای آن روز نگه دار
اما...
روزگاری باز خواهم گشت
با اندیشه‌هایم
روزگاری که اندیشه‌هایم با وزنه‌های پست دنیایی سنجش نشوند...

 

 


نوشته شده در سه شنبه 93/7/22ساعت 9:11 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

به کجا پناه ببرم که بوی تو  را نداشته باشد و صدای قدم‌هایت را...

 


نوشته شده در شنبه 93/7/5ساعت 8:55 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

در کشورهای غربی وقتی یک دختر و پسر به هم علاقمند شده و تصمیم به ازدواج می‌گیرند، در صورت رابطه‌ داشتن با پدر و مادر، ابتدا طرف مقابل را به خانواده معرفی کرده و در غیر این صورت بدون اطلاع خانواده‌ها مبادرت به ازدواج می‌کنند.

اما اینجا ایران است با خانواده‌هایی سنتی و مقید به رسومی خاص، جایی که یک پسر و دختر به ندرت می‌توانند بدون کسب رضایت پدر و مادرشان ازدواج کرده و طعم واقعی خوشبختی را بچشند. به عبارتی می‌توان گفت بر خلاف کشورهای غربی ازدواج در کشور ما پیوند دو نفر، یعنی فقط دختر و پسر نیست بلکه پیوند دو خانواده است با مزیت‌ها و مشکلات خاص خودش.

در گذشته مشکلات چندانی در راستای مخالفت خانواده‌ها وجود نداشت، چرا که انتخاب اولیه توسط خانواده پسر انجام گرفته  و پسر در مرحله بعدی به این ازدواج رضایت می‌داد اما در زمان کنونی که انتخاب اولیه پسر و دختر رواج بیشتری یافته، این مساله به یکی از معضلات جدی برخی از خانواده‌های ایرانی تبدیل شده است.

وقتی پسر و دختر یکدیگر را انتخاب می‌کنند و با اشتیاق فراوان با خانواده‌ها در میان می‌گذارند، با مخالفت شدید و گاهی بی‌دلیل آنها روبرو می‌شوند. برخی از آنها اگر انتخابشان عقلانی و منطقی باشد نه فقط از روی احساسات زودگذر، بارها و بارها و حتی سال‌ها تلاش می‌کنند تا بالاخره رضایت آنها را بدست آورند و برخی علیرغم مخالفت والدین اقدام به ازدواج می‌کنند.

طبق آموزه‌های اسلام رضایت والدین پسر شرط صحت ازدواج نیست و برای دختر نیز تنها اذن پدر یا جد پدری- تا زمانی که مخالفت بدون دلیل شرعی و عقلی نباشد- لازم است اما در نظر گرفتن حرمت والدین به لحاظ شرعی و عرفی، همچنین وابستگی‌های عاطفی و گاهی مالی باعث می‌شود آنها برای کسب رضایت والدین هر دو طرف، تا آنجایی که می‌توانند تلاش کنند.

مخالفت والدین در برخی موارد منطقی است؛ در مواردی که پسر و دختر چشمشان را به روی همه ملاک‌های شرعی، عقلی، عرفی و... بسته‌ و تنها از روی عشق و احساس تصمیم گرفته‌اند. البته در برخی موارد نیز والدین به خاطر تعصبات بی‌مورد، خودخواهی و آرزوهای ‌بی‌جا و افراط در احساس مسئولیت نسبت به فرزندشان با انتخاب مناسب و شایسته او مخالفت می‌کنند.

برای حل این مشکل لازم است هر دو طرف در محیطی صمیمی و منطقی با هم به گفتگو پرداخته و دلایل یکدیگر را بشنوند، آنگاه به دور از هر گونه تعصب و احساس تصمیم گرفته و سعی کنند این تصمیم‌گیری کمترین تنش را بین طرفین داشته باشد تا بتوانند خوشبختی واقعی را احساس کنند. 

 

منتشر شده در ماهنامه الکترونیکی بانوی برتر


نوشته شده در شنبه 93/7/5ساعت 8:51 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

بگذار کمی زندگی کنم...


نوشته شده در جمعه 93/7/4ساعت 4:59 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

   1   2      >

Design By : Pichak