سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

گاهِ رهایی

امروز فهمیدم؛
چقدر وزیدن من برای باد صبا اهمیت دارد...


نوشته شده در دوشنبه 89/6/22ساعت 11:48 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

دلم؛
برای دوست‌داشتنت
برای همیشه‌ی بودنت
و برای عطر نفس‌هایت
ضعف می‌رود...
حیران مانده‌ام؛ چگونه افطار کنم!


نوشته شده در یکشنبه 89/6/14ساعت 1:9 صبح توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

آن‌ جا که فرقت را شکافتند؛
دیگر گریه امانم نمی‌دهد...


نوشته شده در یکشنبه 89/6/7ساعت 10:11 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

تو را کجای دایره بنشانم؛
که بزرگواری و کر
مت، سُر نخورد؟!


نوشته شده در جمعه 89/6/5ساعت 5:21 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

به جای خیلی از حرف‌هایم؛
فقط نفس عمیق می‌کشم...


نوشته شده در چهارشنبه 89/6/3ساعت 12:43 صبح توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

قدم‌هایم، تنها
به باغچه نمی‌رسد،
بیا؛ با هم قدم بزنیم...


نوشته شده در سه شنبه 89/5/26ساعت 6:25 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

دعایم اجابت شد؛
اما بالاخره تو رفتی،
با بدرقه‌ی مدام اشک‌هایم،
فقط کمی دیرتر...


نوشته شده در چهارشنبه 89/5/20ساعت 11:2 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

هنوز باورم نمی‌شود عبورت را...


نوشته شده در سه شنبه 89/5/19ساعت 11:7 عصر توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

دستم توی دستش جا نمی‌گیرد؛
سرم را به یکی از ستون‌هایش تکیه می‌دهم
و گریه می‌کنم،
صدایم را از اینجا هم می‌شنود...

نوشته شده در یکشنبه 89/5/17ساعت 1:16 صبح توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

سکه رو توی دستش جابجا کرد،
فوتش کرد،
داغی‌ش که کم شد، داد دست من؛
بقیه‌ی کرایه‌م بود...

نوشته شده در جمعه 89/5/8ساعت 12:51 صبح توسط ریحانه همدانی(رها) نظرات ( ) |

   1   2      >

Design By : Pichak